• امروز پنج شنبه نهم بهمن 1399 

مقالات سازمان اوقاف

گروههای مقالات
مطالب ویژه

اداره کل اوقاف استان اصفهان در رسانه ها

میز  خدمت سازمان اوقاف

صفحه آگهی مناقصه و مزایده های اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان

سامانه شکايات

نشریه های الکترونیکی چهل و دومین دوره مسابقات کشوری قرآن کریم در اصفهان

معرفی صفحه اینستاگرام

تبلیغ شبکه اجتماعی بله

تبلیغ شبکه اجتماعی سروش

زندگی و سیره حضرت زهرا (س) به عنوان الگوی سبک زندگی دینی

زندگی و سیره حضرت زهرا (س) به عنوان الگوی سبک زندگی دینی

حضرت فاطمه زهرا (س) به عنوان یکی از مهم ترین الگوهای سبک زندگی دینی به خصوص در میان شیعیان و ایرانیان معتقد به مکتب اهل بیت (ص) که همان اسلام ناب است، پرداخته می شود. سوال اصلی این مقاله عبارت است از: مهم ترین ویژگی های زندگی پر برکت حضرت زهرا (س) که نسل امروز می توانند یا باید به آنها تاسی جویند، کدامند؟

 یک شنبه 7 دی 1399   7  0      


قدمه

یکی از ابعاد حوزه مطالعاتی و پژوهشی سبک زندگی، معطوف به بررسی الگوها، مراجع یا انواع سبک های زندگی رایج است که معمولا منجر به معرفی تیپ های مختلف سبک زندگی یا سنخ شناسی الگوهای سبک زندگی در گروه ها و جوامع می شود (برای مثال رجوع شود به: شهابی، ١٣٨٦ و شکوری، ١٣٨٠). بنابراین مسائل و سؤالاتی در خصوص انواع الگوهای بومی (یا سنتی) و مدرن سبک زندگی، تغییرات الگوها و کم و کیف پاسخگویی الگوهای موجود یا در دسترس جامعه به نیازها و مطالبات گروه های مختلف سنی، جنسی و...مطرح است. در جامعه ایرانی نیز سبک های متعدد و متفاوتی از سبک زندگی وجود دارد که هر کدام متأثر از الگوها یا مراجع مختلفی قرار دارند. بعد دیگر این مسئله، به لزوم اتخاذ رویکردهای هنجاری و سیاست گذاری فرهنگی در باره ارائه الگوی سبک زندگی مطلوب است، به شرط آنکه این الگو امکان نفوذ و اثرگذاری بر آحاد کنشگران و جامعه را داشته باشد. از جمله الگوهای مهم و نافذ که در زمره الگوی سنتی قرار می گیرند، سبک زندگی دینی و یا مذهبی است که به سبب قوت حضور دین در جامعه ایرانی، از جایگاه مهمی برخوردار است. در حقیقت، توجه و تأمل درباره ضرورت و امکان ارائه «الگوی زیست مسلمانی» یا به تعبیر قرآنی «حیات طیبه» در دنیای امروز اهمیت فراوانی دارد. از جمله سؤالات مطرح در این باره میزان کفایت یا پاسخگویی الگوهای دینی سبک زندگی به نیازهای موجود و میزان انطباق آن با شرایط موجود و اساسا توان یا قابلیت پاسخگویی مراجع دینی (مبتنی بر احکام و دستورات دینی) به نیازهای روزمره کنشگران در عرصه های مختلف سبک زندگی از جمله پوشش، مصرف و... است که با عنایت به پیش فرض های سیاست گذارانه عجالتا آن را پذیرفته و تلاشی برای اثبات آن نمی نماییم و آن را به عنوان یک پیش فرض می پذیریم.

اکنون یک مسئله مهم، ضرورت ارائه الگوی قرآنی واسلامی در مقابل الگوهای غربی و الگوهای غیربومی است. این الگو می تواند مبین یک الگوی سالم و نشاط بخش برای زندگی آحاد جامعه باشد که باید از سوی سیاست گذار فرهنگی مورد توجه قرار گرفته و در چارچوب سیاست های هنجاری مورد تأکید مراجع ذی ربط باشد. به عبارتی، ورود به این بحث با این پیش فرض است که «الگوی زندگی فاطمی» می تواند در عصر حاضرمورد توجه قرار بگیرد. اهم دلایل آن عبارتند از:

- به دلیل اقتضائات و نیازهای جاری، این الگو می تواند در جامعة دینی و شیعی مورد استقبال جامع ایرانیان معتقد به مکتب اسلام ناب که در آموزه های علوی و فاطمی یافت می شود، قرار گیرد.

- احتمال نفوذ و اثرگذاری این الگو در جامعه ایرانی به نحو جدی وجود دارد.

- این الگو جامع بوده و می تواند تمامی ابعاد سبک زندگی را پوشش دهد. ارائه یک بحث جدی اما مختصر از دیدگاه دینی درخصوص اینکه از نگاه حاکمیتی (نظام جمهوری اسلامی) و نیز فقهی  کلامی، نظام سیاسی می تواند و باید در حوزه فرهنگ، آداب و رسوم و رفتارهای اجتماعی  فرهنگی ملاحظه و سیاست گذاری کند.

در جهت تبیین و تشریح ساختاری سه مبنای بیان شده، توجه به این اصل مهم ضروری است. از آنجا که برابر با هنجارهای پذیرفته شده در نظام جامعه شناختی کشور ما، از جهت پذیرش الگوها و آموزه های دینی که ارتباط مستقیم در ساختار جامعه داشته، با عنایت به اینکه این هنجارها در طول تاریخ و از دیرباز در اجزای مختلف و لایه های متفاوت جامعه، نهادینه شده است، به همین جهت باید تمامی مراحل مربوط به نظام نامه های آموزشی و ترویج بایدها و نبایدها، پسندیده ها و ناپسندها به نحوی باشد که با باورها و اعتقادات عامه مردم، همخوانی و همسانی داشته باشد. نظر به اینکه این همسانی باید با آرایه های متداول در شکل تربیت دینی و به موازات هم جلو برود، لزوم دریافت این مهم از فرهنگنامه های مدون دینی، بدیل می نماید. بنابراین، توجه به دریافت این الگوها از آموزه های پیامبر (ص) و اهل بیت طاهرینشان، مسئله ای روشن و غیرقابل خدشه است و از این منظر، دریافت این الگوها در زندگی حضرت زهرا (س) اهمیت می یابد.

١. مفهوم سبک زندگی

سبک زندگی یک مجموعه منسجم از رفتارها و کنش های افراد یک گروه، جامعه در یک دورة زمانی مشخص است. می توان آن را روش خاصی از زندگی نیز دانست. در ادبیات جامعه شناختی، سبک زندگی مجموعه رفتارهایی تعریف شده است که افراد یا گروه ها آن را برمی گزینند و می تواند تجلی، نگرش ها و گرایشات آنها و وجه تمایز آنان از سایرین باشد (الفت و سالمی، ١٣٩١). همچنین الگویی است برآمده از ارزش ها و باورهای مشترک یک گروه یا جامعه که به صورت رفتارهای مشترک ظاهر می شود (مهدوی کنی، ١٣٨٨: ٥١)، به زبان دیگر، مجموعه ها یا الگوهای خودآگاه و دقیقا توسعه یافته ترجیحات فردی در رفتار شخصی مصرف کننده است. به تعبیر بوردیو، سبک زندگی فعالیت های نظام مندی است که از ذوق و سلیقه فرد ناشی می شود و بیشتر جنبة عمیق و خارجی دارند و در عین حال به صورت نمادین به فرد هویت می بخشند و میان افراد گوناگون تمایز ایجاد می کنند.

در مجموعه تعاریف سبک زندگی، به سه ویژگی متفاوت تأکید شده است: ویژگی های زیباشناختی، ویژگی های تمایزبخشی و تجسم امروزین یا ابعاد تجملی زندگی (الفت و سالمی، پیشین). «آلفرد آدلر» از این اصطلاح برای اشاره به حال و هوای زندگی فرد استفاده کرد. سبک زندگی هدف فرد، خودپنداره، احساس های فرد نسبت به دیگران، و نگرش فرد نسبت به دنیا را شامل می شود (فیست و فیست، ١٣٨٧: ٩٧).

«لیزر» (١٩٦٣) سبک زندگی را براساس الگوی خرید کالا تعریف می کند. به نظر وی سبک زندگی نشان دهنده شیوه زندگی متمایز جامعه یا گروه اجتماعی و نشان دهنده شیوه ای است که مصرف کننده در آن خرید می کند و شیوه ای که کالای خریداری شده مصرف می شود، بازتاب دهنده سبک زندگی مصرف کننده در جامعه است (خوشنویس، ١٣٨٩: ١٠). سولومون اعتقاد دارد: هر جامعه ای دارای سبک و شیوه زندگی متفاوتی است.

سبک زندگی، فعل و انفعال فرد را در محیط زندگی او نشان می دهد. در جوامع سنتی انتخاب های مبتنی بر مصرف به شکل گسترده ای براساس طبقه، کاست، محیط روستا یا خانواده دیکته می شود، در حالی که در جوامع مدرن به هر حال مردم دارای آزادی عمل بیشتری در انتخاب کالاها و خدمات و فعالیت هایی هستند که به نوبه خود هویت اجتماعی را خلق می کند (رسولی، ١٣٨٢: ٥٤). «سازمان بهداشت جهانی» سبک زندگی را این گونه تعریف می کند: «اصطلاح سبک زندگی به روش زندگی مردم و بازتابی کامل از ارزش های اجتماعی، طرز برخورد و فعالیت ها اشاره دارد. همچنین ترکیبی از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی (فعالیت بدنی، تغذیه و...) است که در پی فرایند جامعه پذیری به وجود آمده است» (قاسمی پاکرو، ١٣٩٠: ١). «محمد فاضلی» در کتاب «مصرف و سبک زندگی»، معنای این واژه را عبارت می داند از: «طیف رفتاری که اصلی انسجام بخش بر آن حاکم است و عرصه ای از زندگی را تحت پوشش دارد و در میان گروهی از افراد جامعه قابل مشاهده است و الزاما برای همگان قابل تشخیص نیست؛ اگرچه محقق اجتماعی میان آن و بقیه طیف رفتارهای افراد جامعه، تمایز قائل می شود» (فاضلی، ١٣٨٢: ٨٣). نویسنده کتاب «دین و سبک زندگی» می نویسد: «سبک زندگی عبارت است از الگوی هم گرا (کلیت تامی) یا مجموعه منظمی از رفتارهای درونی و بیرونی، وضع های اجتماعی و دارایی ها که فرد یا گروه بر مبنای پاره ای از تمایلات، و ترجیح ها و سلیقه اش و در تعامل با شرایط محیطی خود ابداع یا انتخاب می کند. به اختصار، سبک زندگی، الگو یا مجموعه نظام مند کنش های مرجح است» (مهدوی کنی، ١٣٨٨: ٧٨).

سبک زندگی[1] در عربی به السنة معروف است. این اصطلاح برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می شود. این عبارت پس از آنکه توسط مسلمانان از روش زندگی پیامبرشان، یکی از چهار مرجع یافتن حکم خدا و رسولش  در کنار قرآن و عقل و اجماع علما  برگزیده شد. برخی نظیر روبرتز[2] معتقدند: باید تعریفی عام و مطابق شرایط هر جامعه از این مفهوم داشت. به نظر وی هرکس مجبور است اهمیت تعریفی را که پذیرفته است با نشان دادن یافته های جدید حاصل از آن توجیه کند. این موضع گیری ها دشواری ارائه تعریفی از سبک زندگی را نشان می دهند.

در تعریف مفهومی سبک زندگی، گیدنز معتقد است: «سبک زندگی را می توان به مجموعه ای کم و بیش جامع از عملکردها تعبیر کرد که فرد آنها را به کار می گیرد، چراکه نه فقط نیازهای جاری او را بر آورده می سازد، روایت خاصی را هم که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران منسجم می سازد. شیوه زندگی، مجموعه ای نسبتا منسجم از همة رفتارها و فعالیت های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره است».

بوردیو «سبک زندگی» را به معنای «سلیقه ها یا عادت واره ها»، به کار می برد.

عادت واره ها اصول تکثیرگر رفتارهای متمایز و متمایزکننده اند. اسلوبی که عبارت است از: مجموعة وحدت گرایی از انتخاب ها که اشخاص، اموال و افعال خاصی را بر موارد دیگر ترجیح می دهند.

کانتر و زابلوکی[3]، در تعریف سبک زندگی می گویند: «حد و مرزی که در چارچوب آن اعضای شبیه یا متفاوت از یکدیگرند هم از جهت توزیع درآمدها و هم از جهت انگیزش هایی که بنیاد چنین توزیعی است».

از مجموع تعاریف پیش گفته دربارة «سبک زندگی» چند نکته استنباط می شود:

- سبک زندگی، یک روش زندگی، الگوی عمل، مجموعة عملکردها، روش سازماندهی زندگی، ترجیحات رفتاری و مادی و الگوی مصرف است.

- سبک زندگی انتخابی است و بر تصمیم گیری فرد در جهت عمل استوار است.

- گزینش سبک زندگی خاص، بر سلیقه و علاقة فرد استوار است.

- گزینش سبک زندگی خاص به منابع و امکانات در دسترس، موقعیت اجتماعی فرد، زمینة اجتماعی و بافت و ساختی که فرد در آن قرار گرفته است، مشروط می شود.

- هر چه ساخت و بافت اجتماعی دارای ویژگی ها و امکانات مساعد بیشتری در جهت رهایی بخشی کنشگران از قید و بندهای ساختی باشد، به همان نسبت امکان تبلور هویت فردی و اجتماعی کنشگران و به عبارت دیگر امکان بیانگری و معرفی خود از طریق گزینش سبک زندگی خاص بیشتر خواهد بود.

- از رهگذر انتخاب سبک زندگی، می توان وجوه تشابه و تفاوت کنشگران را به یکدیگر و از یکدیگر تعیین کرد. به عبارت دیگر، سبک زندگی متمایزکنندة افراد و گروه هاست.

- هر سبک زندگی خاص، از انسجام نسبی برخوردار است. مجموعة رفتارها و فعالیت های هر کنشگر با تکیه بر ابزارها، امکانات و توانایی های خاص در موقعیت و زمینه ای ویژه، در جهت پاسخ به خواسته ها، ترجیحات و نیازهای خاص کنشگر جهت بیانگری خود معنا می یابد (کریمی، ١٣٩٠).

١-١. مؤلفه، ابعاد یا جنبه های سبک زندگی

بر اساس ادبیات موجود، ابعاد سبک زندگی عبارتند از: ١. مصرف کالاها و خدمات و شیوه های مصرف، ٢. سیاست بدن (الگوی تغذیه، آرایش، ورزش و بهداشت سلامت)، ٣. الگوی گذران اوقات فراغت و تفریحات، ٤. الگوی پوشش، ٥. شیوه تعاملات و ارتباطات اجتماعی و آداب معاشرت، ٧. رفتار محیط زیستی، ٨. شیوه هویت سازی و بیان و عرضه خود، ٩. نحوه صحبت، ادبیاتو علائق هنری، ١٠. الگوی ازدواج، همسرگزینی، روابط زناشویی و روش های تربیتی، ١١. عقاید، باورها، ارزش ها و گرایش های اجتماعی، ١٢. کیفیت مشارکت های اجتماعی و مدنی و ١٣. دارایی های فرهنگی (کتاب، اثاثیه، تزئینات منزل و...).

بدیهی است که تمامی این جنبه ها را می توان با روش الگویابی و مفهوم جویی و همچنین تطابق و دریافت مناط از آموزه های دینی به دست آورد. قابل ذکر است که رابطه انسجامی میان عناصر و ابعاد یک الگو متفاوت است و بین آنها روابطی از نوع همسازی کامل تا عدم همسازی (عدم انسجام) مشاهده می شود (فاضلی، ١٣٨٢: ٩١). از نظر دینی مؤلفه های مهم سبک زندگی شامل ابعاد فرهنگی، اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و خانوادگی است. همچنین در تفکر دینی قلمروهای سبک زندگی در زندگی فردی نیز بسیار مهم و برجسته است.

٢. اهمیت و ضرورت طرح الگوی سبک زندگی فاطمی (س)

یکی از شئون پیامبر ختمی مرتبت (ص) به عنوان آخرین، کامل ترین و جامع ترین رسل که آورنده عصاره شریعت تمامی انبیا می باشد، تبیین حقایق الهی و قرآنی است و به این حقیقت، قرآن گواهی می دهد (نحل، ٤٢). این وظیفه اصلی و تعیین کننده تبیین، خطی است که بعد از رحلت پیامبر (ص) نیز باید ادامه پیدا کند. به همین جهت و قطعا رهبری جامعه بعد از پیامبر (ص) باید به روش کسانی باشد که شایسته این منصب باشند. این شایستگی در دو بعد علمی و عملی، برازنده اهل بیت (ع) است که طبق قرآن، از هر گونه کژی و کاستی پیراسته هستند (احزاب، ٣٣). پیامبر(ص) بر همین مبنا، بارها و به ویژه در اواخر عمر شریفشان، بر این معنا تصریح کردند و فرمودند: «همانا در میان شما مسلمانان، دو یادگار گرانسنگ و جاودانه باقی می گذارم که معیار اصلی راه صحیح از سقیم بوده و هرگز از هم قابل انفکاک نیستند و مادام که به هر دو چنگ تمسک و توسل زنید، گمراه نخواهید شد».[4] این تبیین تاریخی و استراتژیک به عنوان حدیث متواتر و جاودانه ثقلین در منابع فراوان از عامه مانند تمامی مصادر شیعی نقل شده است (نیشابوری، بی تا: ١٢٣؛ نووی دمشقی، ١٤٢١ ق: ٢١١؛ کوفی، ١٤١٢ ق: ٤٠٧).

بنا بر این اصل، فاطمه (س)، به عنوان عصمت کبرای الهی، جزء پنج نفر اصحاب کساء و اهل بیت (ع) است که آیه تطهیر در شأن وی نازل شده و به این واقعیت، خود پیامبر (ص) بارها تأکید داشته اند (زرندی حنفی، ١٣٧٧ ق: ٣٢٩؛ صالحی شامی، ١٤١٤). به همین مناسبت است که امام عسکری (ع) فرمود: ما جمله امامان، حجت های خداوندی بر مردم بوده و مادرمان فاطمه (س) حجت خداوند بر ما می باشد[5] ( محدث قمی، بی تا، ماده حجت). بنابراین و با التفات به این حقایق، دریافت آموزه های فاطمی (س) اهمیت و ضرورت خود را می نمایاند.

٣. جایگاه حضرت فاطمه (س)

١-٣. جایگاه حضرت فاطمه (س) در قرآن

حضرت فاطمه (س)، بنابر مفهوم منطوقی کتاب الهی، برترین زنان عالم است. در وصف حضرت مریم (س) این تصریح در قرآن (آل عمران، ٤٢) دال بر عظمت شأن حضرت زهرا(س) است. مریم (س) به هر دلیلی دارای این کرامت و مقام شد، به طور بالاتر و والاتر در فاطمه (س) این معیارها وجود داشته است. اگر مریم (س)، عابده و قدیسه بود، زهرا (س) بالاتر، اگر مریم (س) مادر عیسی (ع) بوده، فاطمه (س) مادر یازده حجت باهره الهی بود و علاوه بر اینها، فاطمه (س) همسر سید اوصیا، شهیده راه حقیقت و دفاع از ولایت و دارای ده ها خصال والا بود. به همین جهت پیامبر (ص) تأکید فرمودند: مریم (س) برترین زنان جهان در عصر خودش بود و دخترم فاطمه (س)، برترین زنان در همه زمان هاست[6]  (ازدی، ١٤١٦ ق، ١: ٥٠٢؛ نسایی، ١٤١١ ق، ٤: ٢٥٣؛ صدوق، بی تا، ٢٣٨؛ مجلسی، ١٤٠٣ ق، ٧٥: ١٧ ح ١). همچنین در آیه تطهیر، صراحت نزول آن در شأن وی در منابع بی شماری به ویژه در عامه وارد شده است (بن حنبل، بی تا، ٦: ٢٨٨؛ ترمذی، ١٤٠٣ ق، ٥: ٣٠، حاکم نیشابوری، ١٤٠٦ ق، ٢: ٤١٦؛ طبری، ١٤١٥ ق، ٢٢: ٩).

آیه مباهله که در مورد اثبات حقانیت اسلام، پیامبر، اهل بیت (ع) (آل عمران، ٦٢) است، مصداق ولایی در تأکید به ارزش مقامات الهیه آن حضرت است (ابن صباغ مالکی، ١٤٠٩ ق: ١٢٠؛ ابن اثیر جزری، ١٢٩٠ ق، ٤: ٢٦؛ ابن مغازلی شافعی، ١٢٩٤ ق: ٢٦٣؛ هیثمی، ١٤١٤ ق: ١٧٨).

فاطمه (س) در آیه اطعام که شامل هفده آیه سوره مبارکه الانسان است نیز به اوصاف بهشتیان ستوده شده است (فخر رازی شافعی، ١٣٠٨ ق، ٨: ٢٧٦؛ گنجی شافعی، ١٣٥٦ ق: ٢٠١؛ محب الدین طبری، بی تا: ١٠٢؛ حموینی، ١٣٩٨ ق، ٢: ٥٦).

آیه مودت نیز از جمله آیاتی است که بی شک در شأن آن حضرت است (شوری، ٣٣). مفسرین فراوانی از عامه به آن تصریح کرده اند و در نهایت یقین و بدون تردید است (سیوطی، ١٣٦٥ ق، ٦: ٥؛ ابن کثیر، ١٤١٢ ق، ٤: ٨٥؛ ابن جوزی حنبلی، ١٤٠٧ ق، ٢: ١٩٩).

٢-٣. جایگاه حضرت فاطمه (س) در روایات

ایشان محبوب ترین شخص، طبق نص پیامبر (ص) از بین زنان بوده است (بخاری، ١٤٠٩ ق: ٢٠٩، ابن ابی عاصم، ١٤١١ ق، ٥: ٣٥٨: ٢٩٤٧، ابویعلی، بی تا، ٤: ٣٥٢؛ طبرانی، ١٤٠٣ ق: ٨٤). همچنین وی تنها همشأن و هم رتبه امیرالمؤمنین (ع) است (خطیب خوارزمی حنفی، بی تا، ١: ٦٦؛ خطیب بغدادی، ١٣٤٩ ق، ١: ٢٥٩). وی طبق تصریح منابع عامه، مخاطب فرشتگان بوده است (ایوب بن شاهین، ١٤١١ ق: ٢٧؛ اسکافی، بی تا: ٢٣٦). فاطمه (س) طبق روایت نبوی در اوج عرفان بوده و تسبیحات حضرت زهرا (س) که به برکت وی تعلیم داده شده، حاکی از همین معناست (محاملی، ١٤١٢ ق: ١٧٢؛ خیثمه قرشی، ١٤٠٠ ق: ١٩٠؛ ابن بلبان، ١٤١٤ ق، ١٢: ٣٣٩). و به همین نص او معیار ایمان بوده است (ابن کثیر، ١٤٠٨ ق، ٨: ٤٠؛ ابن ماجه قزوینی، ١٣٥٥ ق، ١: ٥٢). وی در منابع عامه دارای مقام شفاعت شمرده است (ابن ضحاک، ١٤١٢ ق:٣٦٠). علاوه بر اینها، ده ها روایت از پیامبر(ص) از طریق منابع عامه که علاوه بر صدها روایات منقوله از ائمه (ع) در مورد شأن حضرت وجود دارد که می توان آن را اندکی از بسیار دانست.

١-٢-٣. گزارشهای متواتر تاریخی

بسیاری از گزارش های تاریخی پیرامون رخدادهای زمان زندگی و حوادث خون و جانسوز بعد از رحلت پیامبر (ص) منجر به شهادت مظلومانه وی و به ویژه نقش بی بدیل او در دفاع از حریم رهبری امت و ولایت، حاکی از اوج عرفان و امتیازات بی شمار وی است.

نظر به اهمیت فوق العاده و تأثیرگذاری آموزه های تربیتی و سیره اجتماعی و خانوادگی وی، توجه تامی در مراکز پژوهشی به سیره آن حضرت وجود دارد. به همین مناسبت می توان از برخی از آثار نام برد:

- دانشنامه فاطمی (س): این اثر، توسط محققین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تحقیق و به زیور طبع آراسته شده است. این اثر که در شش مجلد است، شامل ابعاد و زوایای مختلف پیرامون مناقب، جایگاه، مکانت، آموزه ها و... است.

- فرهنگ سخنان فاطمه (س): این اثر توسط گروه حدیث پژوهشکده علمی و کاربردی باقرالعلوم (ع) تحقیق و به چاپ رسیده است. مبنای این اثر، به دست آوردن آموزه های فاطمی و پردازش آن بوده است که بر مبنای منابع فریقین است.

- فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد: اثر مرحوم علامه سیدمحمدکاظم قزوینی است که در مورد سایر معصومین (ع) نیز به همین سبک عمل کرده و بسیار نغز و گویاست.

- فاطمه الزهرا (س): این کتاب از آثار بسیار ذی قیمت علامه امینی، صاحب کتاب و مجموعه تاریخی، جاودانه و گرانسنگ الغدیر و در نوع خود بی نظیر است.

علاوه بر آثار فوق که در واقع به شکل فرهنگنامه ای حاکی از توجه سیره و آموزه های فاطمی (س) است، آثار فراوان دیگری نیز موجود است که مجموع آن تا کنون ٧٣٥ اثر به دوازده زبان زنده دنیاست (گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم (ع)، ١٣٨٦: ١٢).

این مقاله، با عنایت به ضرورت دریافت مؤلفه های سبک زندگی در آموزه های فاطمی (س) درصدد بررسی مؤلفه ها در زندگی و خطبه های آن حضرت و حصول نتیجه گیری است.

٣-٣. جایگاه حضرت فاطمه (س) در عصر نبوی (ص)

آن حضرت در دوران پدر گرامیشان رسول اکرم (ص) برهه های مهمی داشتند که هر کدام با توجه به مبحث مورد نظر، مورد مداقه قرار می گیرد.

١-٣-٣. قبل از تولد

ایشان قبل از تولد، انیس و مونس مادرش حضرت خدیجه (س) بود. خدیجه، بانوی یگانه ای بود که عشق به پیامبر (ص) در وجود او نهادینه شده بود. به همین جهت، او حبیبه دل پیامبر (ص) شمرده می شد؛ به نحوی که آن حضرت، همواره از وی به نیکی یاد می کرد. خدیجه بانوی بی بدیلی بود که قبل از ازدواج با پیامبر (ص) به همه خواستگاران خویش علی رغم حسب، نسب و موقعیت ممتاز عربی، جواب رد داده بود (حمیری، ١٤١٣ ق: ٣٢٥). وی از پاکی محمد (ص)، نجابت و حیای او مطلع بود و به صدق و صفای او ایمان داشت (ابن حماد دولابی، ١٤١٧ ق: ٢٧). وقتی که حضرت از وی خواستگاری کرد، با دل و جان پذیرفت (ابن حمدان، ١٤١١ ق: ٥٢). وی با خطبه پرشور ابوطالب (ع) که مطابق با شریعت ابراهیم (ع) و آیین حنیف بود به ازدواج پیامبر (ص) درآمد (ابن ابی الجمهور، ١٤٠٣ ق، ٣: ٢٩٨).

اولین ثمره این ازدواج تاریخی، تولد قاسم بود که مدتی بعد درگذشت. فرزند دوم ایشان، عبدالله بود که او نیز در کودکی وفات یافت. علی رغم این مصائب، طلوع نور رسالت و ایمان آوردن وی به عنوان اولین بانوی مسلمان، شرایط جدیدی برای وی فراهم آورد. وی و همسرش و همین طور علی (ع) سه نفری بودند که در تمام جهان، اولین نمازگزاران در کنار کعبه بودند (ابن حنبل، پیشین، ١: ٢٠٩؛ طبرانی، معجم الکبیر، بی تا، ١٨: ١٠٢). وی به دلیل ایمان به پیامبر (ص) به تدریج از طرف زنان مکه تحریم شده و با وی رفت وآمد نمی کردند و تنها مونس وی، مادر امیرالمؤمنین (ع) حضرت فاطمه بنت اسد بود. هنگامی که این غم ها، سینه او را می فشرد، خداوند متعال به پیامبر(ص) مژده داد که به زودی صاحب فرزندی خواهند شد که خیر کثیر در او نهفته است. به همین جهت، وی چهل روز به روزه و شب ها به نماز گذراند تا اینکه حق تعالی، امر مقدر خویش را به ظهور رسانیده و خدیجه (س) به فاطمه (س) باردار گردید (بحرانی، ١٤١٣ ق، ٣: ٢٢٤). هنگامی که چند ماهی از بارداری وی گذشت، با کودکی که در رحم داشت به اذن حق تعالی سخن می گفت و درواقع او باعث آرامش مادرش بود و گاه پیامبر(ص) از خدیجه (س) می پرسید: در اطاق خویش می شنیدم که سخن می گویی؟ خدیجه (س) پاسخ می داد: آری، با کودکی که در رحم دارم. او قبل از تولد خویش، انیس و مونس من می باشد (ابن حمزه طوسی، بی تا: ٢٨٥ ح ٢٤٤ /١). در واقع این ایجاد آرامش فرزند برای مادر نکته ای است که از مان ابتدای مادری ایجاد می شود و اوج آن در فاطمه (س) نسبت به مادر خویش بوده است.

٢-٣-٣. مایه آرامش پدر و مادر

فاطمه (س) در پگاه بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت متولد شد (کلیتی، ١٣٦٣ ش، ١: ٤٥٨). نظر به اینکه فرزندان دیگر درگذشته بودند و علاوه بر آن، جایگاه و رتبت عظیم فاطمه (س) مقدمات و شیوه تولد او، همه و همه عوامل مهمی بودند که مایه آرامش فراوان پیامبر(ص) و خدیجه (س) می شد. روز به روز، مهر و الفت وی به والدینش روزافزون می شید. سال های آغازین اسلام و شدت آزار و اذیت مشرکین، وضعی خاص ایجاد کرده بود. در سال هفتم بعثت، یعنی در دو سالگی فاطمی (س) ماجرای تحریم اقتصادی و محاصره اجتماعی مسلمانان پیش آمد. سه سال، به همین منوال گذشت و در ایام بسیار دردآور، او رنج ها و صدمات دوران کودکی را با مادرش گذراند، اما رخداد بسیار تلخ و غم انگیز، رحلت مادر گرامی ایشان در سال دهم بودکه آن سال را برای او تبدیل به عام الحزن نمود (ابن عبدالبر، ١٤١٢ ق، ٤: ١٨٨١). وی بعد از دفن مادر و هنگامی که با پدر تنها شد، به شدت اشک می ریخت و جبرئیل برای تسلی دل او به پیامبر(ص) مژده داد که خدیجه (س) در عالی ترین مرتبه بهشت قرار دارد و از این مژده، دل فاطمه (س) آرام گرفت (قاضی نعمان، بی تا، ٣: ١٧).

وی پس از مادر به قدری مونس پدر بود که به لقب «ام ابیها»، به معنای مادر پدرش خطاب می شد و این یکی از مؤلفه های مهم در الفت و آرامش متقابل بود که بین او و پدرش وجود داشت (اربلی، ١٤٠٥ ق، ٢: ٩٠). دفاع وی از پدرش مثال زدنی بود. وقتی مشرکین درصدد اذیت پیامبر(ص) برمی آمدند، او به دفاع از پدر برمی خاست. گاه می شد که بر سر و صورت پیامبر(ص) خاکروبه یا شکمبه شتر می ریختند و او با دست های کوچک، سر و روی پدر را پاک می نمود (ابن هشام، ١٣٨٣ ق، ٢: ٢٨٣). گاه نیز شکایت مهاجمان را به عمویش ابوطالب می برد و آن حضرت به دفاع از پدرش می آمد و ابوطالب به اتفاق برادرش حمزه، همان رفتار را با مشرکین می نمود (مجلسی، پیشین، ١٨: ١٨٧).

٣-٣-٣. هجرت

با شدت گرفتن اقدامات مشرکین، پیامبر (ص) به امر حق تعالی مأمور به هجرت به یثرب شد که بعدها مدینه النبی (ص) نام گرفت. این رخداد در سال سیزدهم بعثت - هشت سالگی فاطمه (س)- پیش آمد. وی به امر پدر ابتدا در مکه ماند و سپس به همراه فاطمه بنت اسد، فاطمه دختر زبیر و حضرت علی (ع) جهت پیوستن به پدر از مکه خارج شد (یعقوبی، بی تا، ٢: ٤١). او علی رغم تمامی سختی ها و مرارت های سفر از محاصره ای که هنگام خروج از مکه پیش آمده و سختی های بین راه، در مواجهه با پدر که در دهکده قبا به مدت ١٠ روز انتظارش را می کشید (طبری، ١٤٠٣ ق، ٢: ١٠٧) با مهر و محبت فوق العاده ظاهر شد و به اتفاق به مدینه وارد شدند.

٤-٣-٣. ازدواج

آن حضرت علی رغم اینکه خواستگاران فراوانی داشت (اربلی، همان، ١: ٣٦٣) ولی همه آنها را رد نمود. زیرا پدرش، پیامبر(ص) می فرمود: این امری آسمانی است و باید حکم الهی درباره آن نازل گردد (ابن سعد، بی تا، ٨: ١٩). این مؤلفه مهمی است که در ازدواج باید مراعات گردد، چراکه هم شأنی و کفو بودن، عامل اصلی و تعیین کننده در تأمین آرامش روحی و جسمی زوج است. نظر به اینکه هر شخصی با توجه به اعتقادات و روحیات، با شخصی که با روحیه خودش سازگار است می تواند زندگی کند. احساس آرامش در زندگی نکته ای است که نباید مغفول بماند. به همین جهت است که انسانی ملکوتی مانند حضرت زهرا (س) با شخصی که به حکم الهی است باید ازداواج کند.

شرایط و فضای ازدواج آن حضرت از ابتدا آسمانی و در محیطی کاملا عاشقانه و با آرامش کامل بود. همان نحو که حقتعالی فرموده که ما از جنس خود شما همسرانی آفریدیم تا به آرامش، نهایت محبت، عشق و مهربانی برسید و این از نشانه های روشنگرانه الهی است[7] (روم، ٢١). امیرالمؤمنین (ع) همواره از لحظات زندگی خویش با فاطمه (س) نهایت آرامش و محبت را کسب می کرد، به نحوی که خود می فرمود: هرگاه به فاطمه (س) می نگریستم همه رنج ها و ناراحتی هایم را فراموش می نمودم (خوارزمی، پیشین: ٣٥٤، اربلی، ١٤٠٥ق، ١: ٣٧٣). ازدواج ایشان درنهایت سادگی برگزار شد و بنا بر برخی روایات، با عنایت به شرایط خاس سال دوم هجری، ابتدا عقد و بعد از ٩ ماه، یعنی پس از جنگ بدر (بان عبدالبر، پیشین، ٥٤: ١٨٩٣) و با دادن ولیمه عمومی در مسجد (نسایی، پیشین، ٦: ٧٣، طوسی، ١٤١٤ ق: ٤٢) به عروسی انجامید و امیرالمؤمنین (ع) که تا آن هنگام با مادرش فاطمه بنت اسد (س) زندگی می کرد (ابن اثیر، پیشین، ٥: ٥١٧) زندگی مشترک خود را آغاز کرد. سادگی منزل این دو و مهریه آسان (دولابی، ١٤١٧ق : ٤-٩٣). همراه با جهیزیه مختصر (طوسی، پیشین: ٤١ -٤٠) مؤلفه مهمی بود که جهت زدودن زنجیرهایی که در اثر تفاخر جاهلی جهت ازدواج بین اشراف وجود داشت و همان طور که حق تعالی فرموده که شما باید از رفتار پیامبر (ص) الگو گیرید[8] (احزاب، ٢١) رفتار نزدیکان و اهل بیت حضرت نیز الگوی عملی رفتاری برای انسان های مان عصر و همه اعصار است و نظر به تأثیر ازدواج در بین مؤلفه های اصلی در آرامش فردی و امنیت اجتماعی، این ازدواج، شیوه و ادامه آن نیز همین نقش را داشته است. علی (ع) و زهرا (س) با محبت با هم رفتار نموده (اربلی، پیشین، ١: ٣٧٣) و همدیگر را بهترین همسر می دانستند (ابن شهرآشوب، ١٣٧٦ ش، ٣: ١٣١). فاطمه (س) امیرالمؤمنین را در خانه بیشتر پسرعمو و علی خطاب می کرد (مجلسی، پیشین، ٤٣: ١٩٩ و ٢٤٠) و در جمع، ابالحسن می خواند (همان، ٢٨: ٣٥٢ و ٤٣: ٥٩). او در خانه خود را برای امیرالمؤمنین (ع) زینت می داد (صدوق، الامالی، ١٤١٧ ق: ٥٥٢) و هیچ گاه و در هیچ برنامه ای با همسرش مخالفت نکرد (خوارزمی، پیشین: ٣٥٣).

محصول زندگی مشترک ایشان - در حدود ٩ سال - ٥ فرزند بود که به ترتیب، امام مجتبی (ع)، امام حسین (ع)، حضرت زینب (س)، حضرت ام کلثوم (س) و محسن (ع) بود که آخرین ایشان، قبل از تولد در اثر ضربه غلاف شمشیر غلام عمر (طبری امامی، ١٤١٣ ق: ١٣٤) یا توسط خود او سقط گردید (باقلانی، ١٩٧١ م: ٣٦).

سادگی و بی آلایشی زندگی این دو، کامل ترین نمونه زندگی بود. کارهای بیرون منزل با علی (ع) و درون منزل با فاطمه (س) بود (مجلسی، ٤٣: ٨١). این امر موجب شادمانی زهرا (س) شد (حمیری، پیشین: ٥٢ و مجلسی، پیشین، ٤٣: ٨١)، چراکه معتقد بود روحیه زنان با کار خانه مناسب است. این آموزه مهم فاطمی (س) برای جوامع بشری است که زنان به جای تحصیل آرامش در خانه، به بیرون کشیده شده اند. فاطمه (س) در خانه علاوه بر کارهای معمول، پشم ریسی می کرد و به درآمد خانه کمک می کرد (کوفی، پیشین، ١: ٩-١٧٨) و امیرالمؤمنین (ع) نیز هیزم می آورد و در آب و جاروب منزل به زهرا(س) کمک می کرد (کلینی، پیشین، ٥: ٨٦؛ صدوق، ١٤٠٤ ق، ٣: ١٦٩، ابن شهرآشوب، پیشین، ١: ٣٧٢). ایشان گاهی در فرزندداری نیز به همسرش مساعدت می نمود (طبرانی، ١٤١٣ ق: ٩٠؛ متقی هندی، ١٤٠٩ ق، ١٥: ٥٠٧؛ مرعشی نجفی، بی تا، ٢٥: ٣١٩). فاطمه (س) در زمان سختی دوره حاکمیت تقاضای خدمتکار نکرد، ولی پس از چند سال و در زمان مناسب، پیامبر (ص) فضه را برای ایشان معین نمود (ابن شهرآشوب، پیشین، ٣: ١٢٠). فضه از اهالی نوبه (سودان امروزی) بود. وی خدمات منزل را با فضه تقسیم نمود (طبری امامی، ١٤١٣: ١٤٠) و گاه گرسنه می ماند تا شوهر و بچه هایش غذا بخورند (کوفی، پیشین، ١: ٢٠١؛ اربلی، پیشین، ٢: ٩٧). وی به حقوق همسایگی توجهی تام داشت و تأثیر آن را در آرامش جامعه مهم می دید. نقل است که روزی به یکی از زنان مدینه روایتی از پیامبر (ص) ارائه داد که حضرت می فرمود آن که ایمان به خدا و پیامبر دارد، همسایه اش را نمی آزارد (محدث قمی، بی تا: ماده جار).

٥-٣-٣. شیوه تربیتی

فاطمه (س) اصرار داشت که حتما باید مادر به فرزندانش شیر بدهد (طبرسی، ١٣٩٢ ق: ١١٧). در طفولیت اطفالش با ایشان بازی می کرد و برایشان شعر می خواند (ابن شهرآشوب، پیشین، ٣: ١٥٩). گاه به همراه شوهرش بین حسنین (ع) مسابقه کشتی ترتیب می داد و اطفالش را تشویق می کرد (صدوق، ١٤١٧: ٣٦١، ابن شهرآشوب، پیشین، ٣: ٣٩٣؛ مفید، بی تا، ٢: ١٢٨). او فرزندانش را به عبادت تشویق می کرد و در شب های قدر، با کم کردن غذا و اموری مانند آن، سعی می کرد بچه ها را موفق به شب زنده داری نماید (مغربی، ١٣٨٣ ق، ١: ٢٨٢). او در دعا دیگران را مقدم می ساخت و به فرزندانش می فرمود: اول همسایه، بعد اهل خانه (صدوق، ١٣٨٥ ق، ١: ١٨٢). همه این مؤلفه ها از نکات مهمی است که در بحث تربیت فرزندان و ایجاد آرامش روحی و تأمین امنیت اخلاقی اجتماع، اهمیت بسزایی دارد.

٦-٣-٣. تعامل با مردم

اصحاب پیامبر (ص) و مردم مهاجر و انصار مدینه، با توجه به مقام شایسته فاطمه (س)، او را سیده نساءالعالمین می خواندند (صدوق، پیشین، ١: ١٨٢). منابع اهل سنت نیز به این موضوع اعتراف کرده اند (ابن سعد، پیشین، ٨: ٢٧؛ طیاسی، بی تا: ١٩٧؛ مقیمی حاجی، ١٣٩٣، ١: ٥٧). وی مرجع فکری و عملی برای زنان مدینه بود (تفسیر منسوب به امام عسکری (ع)، ١٤٠٩ ق: ٣٤٠). همچنین با شیوه عبادت و همچنین نمازها و تهجد وی (ابن شهرآشوب، پیشین، ٣: ١١٩) الگوی عملی برای زنان مدینه بود.

درجات ایمان و تقوای وی چنان بود که به تصریح ابن ابی الحدید اگر شخصی غضب و رضایش، غضب و رضای حقتعالی باشد، باید معصوم باشد (ابن ابی الحدید، ١٣٧٨ ق، ١٦: ٢٧٣). بنابراین سخنان و مطالب وی، الگوی عملی و مؤلفه ای مهم در تربیت اجتماعی باید محسوب گردد. وی در برخی نبردهای اطراف مدینه، در کنار مسلمانان بود. در نبرد خندق یا احزاب به زخمی ها کمک می کرد و همچنین در نبرد احد، هم دردی با زنان داغ دیده داشت (ایشان در ماجرای شهادت جعفربن ابی طالب سه روز در خانه وی به اسماء بنت عمیس، همسر جعفر و فرزندانش خدمت و مساعدت شایانی نمود).

ایشان، همسر و فرزندانش به نیازمندان کمک شایانی می نمودند، چه از انفاق لباس نو در شب عروسی، چه از انفاق به پیرمرد نادار با انفاق گردنبند اهدایی از عمویش حمزه (قزوینی، بی تا: ٢٠١) و چه از ماجرای نذر برای بیماری حسنین و انفاق افطار به مسکین، اسیر و یتیم و نزول هفده آیه از سوره هل اتی (فخررازی، پیشین، ٨: ٢٧٦) و چه در تقسیم عوائد فدک بین نیازمندان، چه از بنی هاشم و چه از سایر مسلمانان (ابن شهرآشوب، پیشین، ١: ١٢٣). در همه جا یار و یاور مسلمانان بود و همه اینها جزء مؤلفه های مهمی در همیاری جامعه و ایجاد فضایی برای آرامش و امنیت روحی و اخلاقی در جامعه محسوب می شد که با بررسی شرایط آن ایام و وضعیت اجتماعی عرب جاهلیت و همچنین مقایسه تطبیقی وضعیت مدنی جوامع در آن عصر، به ویژه در ایران ساسانی و روم قیصری قابل توجه است.

٤-٣. جایگاه حضرت فاطمه (س) در دوره امامت حضرت علی (ع)

١-٤-٣. مدافع حریم ولایت

فاطمه (س) که در حریم منزل و محیط خانواده باعث آرامش همسر و فرزندانش بود و به این حقیقت امیرالمؤمنین (ع) تصریح نموده است (ابن شهرآشوب، پیشین، ١: ٢٦٦) همیشه در کنار امیرالمؤمنین (ع) پشت و پناه او بود و هیچ گاه از وی درخواستی نمی کرد که باعث زحمت او و خلل در جهادش باشد (کوفی، پیشین، ١: ٢٠١). فاطمه (س) علاوه بر اطلاع از مقامات الهی، افق فوق العاده روحی، تأثیرات شگرف در رشد و نمو اسلام، سابقه و ارزش مجاهدت و اوج تعالی ایمانی همسرش و علم به حقیقت باطن تصریحاتی که از پدرش پیامبر گرامی اسلام (ص) در مورد امیرالمؤمنین شنیده بود، بزرگ ترین حامی و اصلی ترین پشتیبان ولایت الهی وی بود. به همین جهت در کلیه قضایای مربوط به وقایع جانسوز بعد از رحلت پدر، در کنار همسرش باقی ماند. ایشان محروم شدن جامعه از امامت و خلافت علی (ع) را عامل اصلی ناامنی اجتماعی و گمراهی جامعه می دانست. منابع شیعی و سنی تصریح کرده اند که به وی به همراه علی (ع) و حسنین (ع) در ایامی که خلافت امیرالمؤمنین (ع) غصب شد، شبانه به در خانه برخی از صحابه و سابقین در اسلام می رفت و آنها را به حقیقت دعوت می نمود (ذاکری، ١٣٩٣، ١: ١٥٨). هنگامی که مهاجمین برای اجبار نمودن امام علی (ع) به تبعیت، به پشت در خانه آمدند، آنان را به شدت نکوهش کرد (همان : ١٨). هنگامی که به اجبار حضرت امیر (ع) را به مسجد بردند در آنجا حاضر شده و قاطعانه از حق همسرش دفاع کرد (همان، ١: ١٥٩).

٢-٤-٣. روشنگری

از نکات مهم و بارز از فعالیت های آن حضرت در این برهه، آگاهی دادن و روشنگری بود که به تصریح خود آن بزرگوار جهت انتظام جامعه و تأمین سعادت فردی و امنیت اجتماعی این حقایق باید بیان شود (طبرسی، ١٣٨٦ ق، ١: ١٣٤). او در این جهت چند محور مهم را دنبال می کرد:

- توجه دادن به ماجرای غدیر: حضرت که خود یکی از راویان قطعی غدیر محسوب می شد، همواره بر این حقیقت که در انظار بیش از یکصد هزار نفر بیان شد، پا می فشرد. در قضایای بعد از رحلت پیامبر (ص) وی به شدت این مسئله را یادآوری می نمود. نقل است که در چند جا این مسئله را بیان کرد و از اینکه مردم با بی توجهی به غدیر خم، عامل اصلی هدایت و آرامش جامعه را از دست می دادند، تأسف می خورد. از جمله در کنار قبر عمویش حمزه (ع) وقتی یکی از اصحاب دلیل پافشاری وی را بر امامت و خلافت علی(ع) می پرسید، وی به واقعه غدیر و معرفی آن حضرت توسط پیامبر (ص) به نص الهی اشاره و تصریح نمود (مجلسی، پیشین، ٣٦: ٣٥٣). وی در جای دیگری وقتی شنید عده ای می گفتند که اگر علی (ع) در سقیفه حاضر بود، مردم با وی بیعت می کردند و چون نیامد با دیگری بیعت شد فرمود: بعد از ماجرای غدیر، هیچ عذری برای کسی در عدم پذیرش خلافت امیرالمؤمنین (ع) نیست (همان، ٣٠: ١٢٤) وی هیچ گاه از این مهم کوتاه نیامد.

- سخنرانی معروف به خطبه فدکیه در مسجدالنبی (ص): این سخنرانی که در ظاهر برای اعتراض به غصب فدک، ولی درواقع در همان مسیر روشنگری بود، در بردارنده نکات بسیار مهم و باعث توجه تام مهاجرین و انصار به ازهم گسیختگی نظام امنیت فردی و روانی در اثر عدم پذیرش خلافت امیرالمؤمنین (ع) شد. ولی شرایط حاکمیتی و نحوه تعامل دستگاه حکومت با ناراضیان و همچنین فضای غبارآلود در اثر بی بصیرتی مردم، مانع از تأثیر عمل این مطالب در آن فضا شد. حضرت در ابتدای خطبه، ضمن بیان نعمت های الهی و تأکید بر نعمت هدایت، چنان مطالب غرایی بیان کردند که باعث بهت حاضران شد (احتجاج، پیشین ١: ٥-١٣٣). در بخش دیگری ضمن اشاره به حکمت واجبات الهی فرمود: خداوند متعال پیشوایی ما اهل بیت (ع) را برای در امان ماندن از تفرقه و تشتت در نظام اجتماع انسان ها واجب و لازم الاتباع قرار داد (همان).

- توجه دادن به شایستگی های امیرالمؤمنین (ع): آن حضرت همواره مردم را به شایستگی های بی بدیل امیرالمؤمنین (ع) توجه می دادند. این علاوه بر مطالب پراکنده ای که در ملاقات با اشخاص، به ویژه زنان مهاجر و انصار که برای عیادت وی می آمدند، در مجامع عمومی نیز قابل توجه بود. از جمله در خطبه مشهور خویش بارها به این حقیقت تصریح نمودند و به اینکه عمومات و حقایق قرآن را جز همسرش کسی نمی داند تأکید داشتند (همان).

٣-٤-٣. مبارزه با غاصبان

یکی از راه های مهم این مبارزه علاوه بر صحبت با اشخاص، روشنگری عمومی و استدلال های مهم، شیوه عزاداری وی در فقدان پدرش بود. در واژه هایی که در این رثاییه ها به کار برده به حاکمان غاصب اعتراض و مردم را که تحت تأثیر این سوگواری ها قرار می گرفتند، آگاهی می داد و درواقع با این شیوه، آنها را به روشنگری دعوت می کرد که باعث شود به اوج انحرافی که آنها از سعادت فردی و اجتماعی دور می کند آگاه سازد.

وی در بخشی از این سوگواره و شگواره ها می فرمود: چه باک است بر آنکه تربت احمد را ببوییده تا آخر عمر، هیچ عطر گرانی نبوید. بر من مصیبت هایی فروریخت که اگر بر روزها فرومی ریخت، شب می شد (فرهنگ سخنان فاطمه (س): ٢٧٤). در جایی دیگر فرمود: بگو به آنکه زیر انبوه خاک ها پنهان شد، اگر فریاد و ندای مرا می شونی، مصائبی بر من ریزش کرد که اگر بر روزها ریزش می کرد شب می شد. من در سایه محمد بودم و از هیچ ستمی نمی ترسیدم، او جهان من بود، اما امروز برای هر دون مایه ای، فروتنی دارم و از ستم او پروا نموده و با چادرم او را می رانم (همان).

اهمیت و نفوذ کلام او باعث شد که غاصبان به فکر مسالمت با وی افتاده و از فشار افکار عمومی خلاصی یابند، ولی در ملاقات با ایشان که با وساطت امیرالمؤمنین (ع) و به خاطر رضایت آن حضرت صورت گرفت، به صراحت، غضب خود را از ایشان اعلام و توجه به حدیث نبوی (ص) داد که هر که فاطمه از او خشمگین باشد، خداوند از وی غضبناک خواهد بود (دینوری، ١٤١٣، ١: ٣١).

او همان فاطمه ای بود که چون امیرالمؤمنین (ع) را به اجبار برای بیعت می بردند، پشت سر او بیرون آمد و هنگامی که نزدیک قبر شد فریاد زد: پسرعمویم را رها کنید، سوگند به خدایی که پدرم محمد را به حق به پیامبری برانگیخت اگر دست از او برندارید مو پریشان می کنم و پیراهن پیامبر را بر سر می گذارم و در درگاه خدای سبحان دادخواهی می کنم (فرهنگ جامع: ٣١٣). وی در مورد خطراتی که جامعه در بعد عدم امنیت اجتماعی و گمراهی و آرامش نداشته آحاد در اثر مبتلا شدن به حاکمان غیرالهی با آن روبرو می شود، فرمود: سوگند به جاودانگی پروردگار، روزگار، باردار حوادث ناگوار شد، اندکی مهلت تا نتیجه دهد و بزاید، آنگاه به جای شیر، از خون تازه و زهر کشنده جام خویش را لبریز کنند، در آنجاست که باطل گرایان زیان بینند و آیندگان از سرانجام شوم و تلخ آنچه گذشتگان بنیان نهادند، آگاه شوند. پس دست از جانتان بشویید و اطمینان خاطر پیدا کنید که فتنه ها در راه است و در انتظار شمشیر بر آن و هرج و مرج و آشوب فراگیر و استبداد و زورگویی ستمگران باشید. به گونه ای که بهره غنیمتی شما از دنیا را ناچیز و جمعتان را درو و نابود کند،ای دریغ و افسوس بر شما، کجا می روید (همان : ٧-٣٧٦). فاطمه (س) در لحظات آخر عمر خویش با اطلاع از اینکه غاصبان با شرکت در تشییع جنازه، کفن و دفن وی به ویژه نماز بر پیکرش، برای خویش مشروعیت خواهند جست، از امیرالمؤمنین (ع) خواست که وی را در شب غسل، کفن و دفن نماید و احدی از غاصبان و همراهانشان بر پیکر وی نماز نگزارند (مقیمی، ١٣٩٣: ١٦١).

٤. جمع بندی و نتیجه گیری

الگویابی در شیوه و سبک زندگی، از دیرین روحیات و خلقیات جامعه انسانی بوده است.

جامعه اسلامی ما نیز که از همان آغاز، اسلام را به دلیل افق بالای دید خود پذیرفت، حقیقت آن را در مکتب اهل بیت (ع) یافت. جامعه ایرانی دریافت که اصلی ترین هدف شرایع الهی و کامل ترین یعنی اسلام، انسان سازی است و این حاصل نمی شود، مگر با تأمین سعادت فردی و امنیت اجتماعی در پرتو شریعت که منجر به هدایت و بصیرت می شود.

ائمه هدی (ع) همگی در این مسیر اقدام کرده و مجموع آموزه های ایشان، حاکی از همین مدعاست و حضرت فاطمه زهرا (س) به عنوان حجت بزرگ الهی با توجه به شرایط خاص زمانی خویش در این خصوص گفتار و رفتارشان معیار اصلی دریافت مؤلفه هایی بود که این دو مهم را تأمین می کرد. طبعا از نکات بارز آن، خطبه روشنگرانه موسوم به خطبه فدکیه می باشد.

زندگی، مبارزات، رفتار فردی و اجتماعی، شیوه سلوک وی در خانه و خانواده و در یک کلام، سیره فاطمی (س)، یکی از نمایه های اصلی برای دریافت الگوهای مناسب در سبک زندگی اسلامی در ابعاد مختلف تربیتی، اجتماعی، رفتار فردی و بازتاب های مختلف آن است که با بررسی برهه های مختلف زندگی آن حضرت، به دست می آید.

فهرست منابع

١. ابن ابی عاصم (١٤٢٢ ق). الآحاد و المثانی، بیروت: دارالدرایه.

٢. ابن اثیر جزری، ابوالحسن (١٢٩٠ ق). اسد الغابه فی معرفه الصحابه، المطبعه الوهبیه.

٣. ابن جوزی، عبدالرحمن (١٤١٧ ق). زادالمسیر فی علم التفسیر، بیروت: دارالفکر.

٤. ابن حبان، علی بن بلبان (١٤١٤ ق). صحیح ابن حبان، بیروت: الرساله.

٥. ابن حمزه طوسی (١٤١٢ ق). الثاقب فی مناقب، قم: انصاریان.

٦. ابن حنبل، احمد(بی تا). المسند، در صادر، بیروت، هشت جلدی.

٧. ابن سعد، محمد(بی تا). الطبقات الکبری، بیروت: دار صادر.

٨. ابن شاهین، عمربن احمد (١٤١١ ق).فضائل سیده النساء، قاهره: مکتبه التربیه الاسلامیه.

٩. ابن شهرآشوب، محمد بن علی (١٣٧٦ ق). مناقب آل ابی طالب (ع)، نجف : حیدریه.

١٠. ابن صباغ مالکی (١٤٠٩ ق). فصول المهمه، بیروت: دارالاضواء.

١١. ابن ضحاک، عمر بن عاصم (١٤١٢ ق). کتاب السنه، اسلامیه، بیروت، چ سوم،.

١٢. ابن عبدالبر اندلسی، م ٤٦٣ ق، الاستیعاب، بیروت: دارالجیل.

١٣. ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم (١٤١٣ ق). الامامه و السیاسه، قم: نشر شریف رضی.

١٤. ابن کثیر دمشقی (١٤٠٨ ق). البدایه و النهایه، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

١٥. ابن کثیر دمشقی (١٤١٢ ق). تفسیرالقرآن العظیم، بیروت: دارالمعرفه.

١٦. ابن ماجه قزوینی (١٣٥٥ ق). کتاب السنن، مطبعه عثمانیه، دکن.

١٧. ابن مغازلی شافعی (١٢٩٤ ق). مناقب علی ابن ابی طالب (ع)، مطبعه اسلامیه.

١٨. ابن هشام، عبدالملک حمیری (١٣٨٣ ق). السیره النبویه، قاهره.

١٩. ابویعلی (بی تا). المسند، درالمأمون للتراث، بیروت.

٢٠. احسایی، ابن ابی الجمهور(١٤٠٣ ق). عوالی اللئالی، قم: مطبعه سیدالشهدا (ع).

٢١. اربلی، علی بن عیسی (١٤٠٥ ق). کشف الغمه، ئ بیروت : دارالاضواء.

٢٢. ازدی، عبدالملک بن مسلم (١٤١٦ ق). شرح معانی الاخبار، بیروت: دارالکتب العلمیه.

٢٣. اسکافی، ابوجعفر(بی تا). المعیار و الموازنه، بیروت.

٢٤. الفت، سعیده و آزاده سالمی (١٣٩٠). «مفهوم سبک زندگی»، فصلنامه مطالعات سبک زندگی، سال اول، شماره ١، پاییز: ٣٦-٩.

٢٥. باقلانی، محمد(١٩٧١). نکت الانتصار، تحقیق محمد زغلول سلام، منشأالمعارف.

٢٦. بحرانی، سیدهاشم (١٤١٣ ق). مدینه المعاجز، قم: معارف اسلامیه.

٢٧. بخاری، ابواسماعیل (١٤٠٩ ق). الادب المفرد، الثقافه، بیروت.

٢٨. ترمذی، محمد بن عیسی (١٤٠٣ ق). السنن، بیروت: دارالفکر، بیروت.

٢٩. تفسیر منسوب به امام عسکری (ع)( ١٤٠٩ ق). قم: مدرسه امام مهدی (ع).

٣٠. حاکم نیشابوری، محمد(١٤٠٦ ق). المستدرک علی الصحیحین، بیروت: دارالمعرفه.

٣١. حموینی (١٣٩٨ ق). فرائدالسمطین، بیروت: مؤسسه محمودی.

٣٢. حمیری، ابوالعباس (١٤١٣ ق). قرب الاسناد، قم: نشر آل البیت لاحیاء التراث.

٣٣. خصیبی، ابن حمدان (١٤١١ق). الهدایه الکبری، بیروت: نشر البلاغ.

٣٤. خطیب بغدادی (١٣٤٩ ق). تاریخ بغداد، مصر:مطبعه خانجی.

٣٥. خطیب خوارزمی (بی تا). مناقب الامام امیرالمؤمنین (ع)، قاهره.

٣٦. خوشنویس، ناهید (١٣٨٩). «رسانه و سبک زندگی»، مجله روابط عمومی، شماره ٧٣: ١٧ -٩.

٣٧. خیثمه طرابلسی (١٤٠٠ ق). حدیث خیثمه، بیروت : دارالکتاب العربی.

٣٨. دولابی، محمد بن حماد(١٤١٧ ق). الذریه الطاهره النبویه، کویت: دارالسلفیه.

٣٩. رسولی، محمدرضا (١٣٨٢). «بررسی مؤلفه های سبک زندگی در تبلیغات تجاری تلوزیون»، مجله علوم اجتماعی، شماره ٢٣.

٤٠. زرندی حنفی، محمدبن یوسف (١٣٧٧ ق). نظم دررالمسلمین، مخطوطات مکتبه امیرالمؤمنین (ع)، نجف.

٤١. سیوطی، جلال الدین (١٣٦٥ ق). الدرالمنثور،جده: دارالمعرفه.

٤٢. شیخ صدوق (بی تا). ثواب الاعمال، تهران: اسلامیه.

٤٣. شیخ مفید(بی تا). الارشاد، بیروت: دارالمفید.

٤٤. صالحی شامی، محمد بن یوسف (١٤١٤ ق). سبل الهدی، بیروت: دارالکتب العلمیه.

٤٥. صدوق (١٤١٧ ق). الامالی، قم : مؤسسه بعثت.

٤٦. صدوق (١٣٨٥ ق). علل الشرایع، نجف: مکتبه حیدریه.

٤٧. صدوق (١٤٠٤ ق). من لایحضره الفقیه، قم: نشر اسلامیه.

٤٨. طبرانی، سلیمان بن احمد(١٤١٣ ق). الدعوات، بیروت: دارالکتب العلمیه.

٤٩. طبرانی، سلیمان بن احمد(١٤٠٣ ق). الرساله، بیروت.

٥٠. طبرانی، سلیمان بن احمد (بی تا). المعجم الکبیر، نشر قاهره.

٥١. طبرسی، ابومنصور(١٣٨٦ ق).الاحتجاج، نجف: درالنعمان.

٥٢. طبرسی، حسن به فضل (١٣٩٢ ق). مکارم الاخلاق، قم: نشر شریف رضی.

٥٣. طبری امامی، محمد بن جریر(١٤١٣ ق). دلائل الامامه، قم: مؤسسه بعثت.

٥٤. طبری، محب الدین (بی تا). ذخائرالعقبی، مطبعه القدسی.

٥٥. طبری، محمد بن جریر(١٤٠٣ ق). تاریخ طبری، بیروت: اعلمی، بیروت.

٥٦. طبری، محمد بن جریر (١٤١٥ ق). جامع البیان، بیروت: دارالفکر.

٥٧. طوسی، محمد بن حسن (١٤١١ ق). الامانی، قم: مؤسسه البعثه.

٥٨. طیالسی، سلیمان بن داوود(بی تا). مسند طیالسی، بیروت: دارالمعرفه.

٥٩. فاضلی، محمد ( ١٣٨٢). مصرف و سبک زندگی، تهران: نشر صبح صادق.

٦٠. فخر رازی (١٣٠٨ ق). تفسیر الکبیر، استانبول : مطبعه عثمانیه.

٦١. فیست، جس و گریگوری فیست (١٣٨٧). نظریه های شخصیت، تهران: ویرایش.

٦٢. قاضی نعمان مغربی (بی تا). شرح الاخبار، قم: جامعه مدرسین.

٦٣. قزوینی، سیدمحمدکاظم (بی تا). فاطمه الزهرا (س) من المهد الی اللحد، نجف.

٦٤. کلینی، محمدبن یعقوب (١٣٦٣). الکافی، تهران: اسلامیه.

٦٥. کوفی، محمد بن سلیمان (١٤١٢ ق). مناقب امیرالمؤمنین (ع)، قم: مجمع الثقافه.

٦٦. گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم (ع)(١٣٨٦). فرهنگ جامع سخنان حضرت فاطمه (س)، تهران: چاپ و نشر بین الملل.

٦٧. گنجی شافعی (١٣٥٦ ق). کفایه الطالب، مطبعه نجف.

٦٨. متقی هندی، علی (١٤٠٩ ق). کنرالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت: الرساله.

٦٩. محاملی، اسماعیل الضبی (١٤١٢ ق). امالی المحاملی، اردن : مکتبه الاسلامیه.

٧٠. محدث قمی، شیخ عباس (بی تا).سفینه البحار، تهران: اسلامیه.

٧١. مرعشی نجفی، سیدشهاب الدین (بی تا). شرح احقاق الحق، قم : مکتبه مرعشی.

٧٢. مسلم نیشابوری (بی تا). صحیح مسلم، بیروت : دارالفکر.

٧٣. مغربی، قاضی نعمان (١٣٨٣ ق). دعائم الاسلام، قاهره: دارالمعارف.

٧٤. مقیمی، حاجی، ابوالقاسم (١٣٩٣). دانشنامه فاطمی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

٧٥. مهدوی کنی، محمدسعید (١٣٨٨). دین و سبک زندگی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع).

٧٦. نسایی، احمد بن شعیب (١٤١١ ق). السنن، بیروت: دارالکتب.

٧٧. نووی دمشقی، ابوزکریا (١٤٢١ ق). ریاض الصالحین، بیروت: دارالفکر.

٧٨. هیثمی، ابن حجر(١٤١٤ ق). الصواعق المحرقه، بیروت : دارالکتب العلمیه.

٧٩. یعقوبی، ابن واضح (بی تا). تاریخ یعقوبی، قم: فرهنگ اسلامی

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر
 

آخرین مقالات